أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
383
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
پيش رسول آمد و گفت : يا رسول اللّه آن درخت مرا شد ؛ از من بخر بدرختى خرما در بهشت ، رسول گفت : خريدم ، بخريد و وقف كرد بر آن درويشان . خداى تعالى اين سوره فرستاد الى قوله [ إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى ] گفت : سعى شما پراكنده و مختلف است يعنى سعى انصارى كه از براى دنيا بود و سعى ابو الدّحداح كه از براى آخرت بود . [ فَأَمَّا مَنْ أَعْطى ] أبو الدّحداح است كه آن درخت را بخرماستانى بخريد و برسول فروخت [ وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ ] انصارى است كه بخيلى كرد و آن درخت برسول نفروخت . [ وَ ما يُغْنِي ] و سود نكند از وى يعنى از اين انصارى مال او چون بميرد و هلاك شود و بدوزخ افتد ، بدرستى كه برماست راه نمودن مكلّفان را ببيان و انواع الطاف ؛ و اين دليل است برآنكه لطف واجبست ، و بدرستى كه ما راست آن جهان و اين جهان ؛ نيكوكاران را ثواب دهيم در آن جهان و هم در اين جهان چنان كه فرمود : و آتيناه أجره فى الدّنيا . [ فَأَنْذَرْتُكُمْ ] من شما را بياگاهانيدم و بترسانيدم از آتشى كه وى مىدرخشد « 1 » و زبانه مىزند ؛ به آن آتش سوخته نشود مگر بدبختى كه تكذيب كرد رسول خداى را و برگشت يعنى آن مرد أنصارى كه وى منافق بود و زود بود كه دور شود و بپرهيزد از آن آتش
--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديم و در ساير نسخ : « مىلحشد » و بعضى نسخ : « مىبخشد » و در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) : « مىشخد » آقاى الهى قمشهء در ذيل صفحه گفته : « اينجا شخيدن شدّت اشتعال و انتشار پر اوست » ارباب دقّت نظر خودشان تحقيق و رسيدگى كنند .